درسنامه
روستا معمولاً کوچکتر و کمجمعیتتر از شهر است. بیشتر مردم روستا به کشاورزی، باغداری و دامداری مشغولاند، اما در شهر بیشتر مردم در کارخانهها، مغازهها و ادارهها کار میکنند.
- شهر را شهرداری و شورای اسلامی شهر اداره میکنند.
- روستا را شورای اسلامی روستا و دهیار اداره میکنند.
- به شهری که بیش از یک میلیون نفر جمعیت دارد، کلانشهر میگویند؛ مانند تهران و مشهد.
- شهر و روستا به هم نیاز دارند: روستا بسیاری از مواد غذایی را تولید میکند و شهر وسایل و خدمات گوناگون فراهم میکند.
در گذشتههای بسیار دور، انسانها با شکار و جمعآوری میوه و دانه زندگی میکردند و در غارها پناه میگرفتند. وقتی کشاورزی و اهلی کردن جانوران را یاد گرفتند، کنار زمینهایشان و نزدیک رودها و چشمهها ماندگار شدند و نخستین روستاها پدید آمد.
کمکم جمعیت بعضی روستاهای کنار رودها زیاد شد. چون محصول کشاورزی بیش از نیاز بود، لازم نبود همه کشاورز باشند؛ بعضی سفالگر، بافنده یا آهنگر شدند. به این کار تقسیم کار میگویند. با گسترش داد و ستد، این روستاهای بزرگ به نخستین شهرها تبدیل شدند.
در آن زمان هنوز پول وجود نداشت.
سفالگر چند کوزه به کشاورز میداد و در عوض گندم میگرفت.
بافنده پارچه میداد و ظرف سفالی میگرفت.
به این کار داد و ستد کالا با کالا میگویند.
نکته: ویژگیهای تمدن را به خاطر بسپارید: داد و ستد، حکومت، قانون، تقسیم کار، خط، آثار هنری و باورهای دینی.